پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
ترول طنز
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 344
نویسنده : دینگdingدانگdong

 

http://troth.blogfa.com/

 

http://troth.blogfa.com/

 





سکوت....
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 380
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

سکوت می کنیم....

به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند !

سکوت می کنیم...

به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند !

سکوت می کنیم...

برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . .

و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست !

سکوت می کنیم !

آخ !

دیدی چه شد ؟!

من با همین کلمات سکوتم را شکستم....

 





ماه من ، غصه چرا ؟!
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 381
نویسنده : دینگdingدانگdong

 

 

ماه من ، غصه چرا ؟!

آسمان را بنگر ، که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم وآبي و پر از مهر ، به ما مي خندد !

يا زميني را که، دلش ازسردي شب هاي خزان

نه شکست و نه گرفت !

بلکه از عاطفه لبريز شد و

نفسي از سر اميد کشيد

ودر آغاز بهار ، دشتي از ياس سپيد

زير پاهامان ريخت ،

تا بگويد که هنوز، پر امنيت احساس خداست !

ماه من غصه چرا !؟! 

تو مرا داري و من

هر شب و روز ،

آرزويم ، همه خوشبختي توست !

ماه من ! دل به غم دادن و از ياس سخن ها گفتن

کارآن هايي نيست ، که خدا را دارند ...

ماه من ! غم و اندوه ، اگر هم روزي، مثل باران باريد

يا دل شيشه اي ات ، از لب پنجره عشق ، زمين خورد و شکست،

با نگاهت به خدا ، چتر شادي وا کن

وبگو با دل خود ،که خدا هست ، خدا هست !

او هماني است که در تار ترين لحظه شب، راه نوراني اميد

نشانم مي داد ...

او هماني است که هر لحظه دلش مي خواهد ، همه زندگي ام ،

غرق شادي باشد ....

ماه من !

غصه اگر هست ! بگو تا باشد !

معني خوشبختي ،

بودن اندوه است ...!

اين همه غصه و غم ، اين همه شادي و شور

چه بخواهي و چه نه ! ميوه يک باغند

همه را با هم و با عشق بچين ...

ولي از ياد مبر،

پشت هرکوه بلند ، سبزه زاري است پر از ياد خدا

و در آن باز کسي مي خواند ،

که خدا هست ، خدا هست

و چرا غصه ؟! چرا !؟!

 





متن کوتاه عاشقانه24
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 401
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

سردی نگاهت رو بشکن، فاصله سزای ما نیست ،
با تو بودن آرزومه ، این جدایی حق ما نیست...

....................................

در دنیا تن مرد و نامرد هر دو یکی ست،
روزگار باید گذشت تا بدانی مرد کیست

....................................

عشق بازیست ، نه بازی ای که مرا مات کنی
نازنینا دل من صفحه شطرنج که نیست

....................................

مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد،
حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد

....................................

کاش لحظه های با دوست بودن مثل خط سفید جاده بود،
تکه تکه می شد ولی قطع نمیشد...

....................................

چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود
حس میکنم نبودی و بودنت فقط یه قصه بود

....................................

خستگی من از رودها نیست، غصه من از ماهی های ست که قدرت رسیدن به
زیبایی دریاها را ندارند!
پس ای دوست زیبانگر باش...

....................................

آنقدر دوستت دارم که خدا داند ،این اسرار فقط باد صبا داند،
نخواهم گل که گل بی اعتبار است ،تمام عمر گل فصل بهار است ،
تو را خواهم من از گل های عالم، که عطر تو همیشه ماندگار است...

....................................

عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند ، عاشق و معشوق

....................................

عشق در یک لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان ، این اساسی ترین
تفاوت بین دوست داشتن و عشق است...

....................................

من با تو چقدر ساده رفتم بر باد ،
تو نام مرا چه زود بردی از یاد،
من حبه ی قند کوچکی بودم
که از دست تو در پیاله ی چای افتاد

....................................

چه بسیار نگاه ها  در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند و
چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند...

....................................

تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ،
تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت
تا به کی با ضربه های درد باید رام شد
یا فقط با گریه های بیقرا آرام شد
بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار
خسته از این زندگی با غصه های بی شمار...

....................................

سهم هر کسی که باشی خوش به حال روزگارش
آخه پاییز و زمستونش میشه رنگ بهارش

....................................

میدونی عزیزم، دنیا رو خیلی کوچیک میبینم که بخوام
بگم یه دنیا دوستت دارم...!

 





متن کوتاه عاشقانه25
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 406
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

می گویند شاد بنویس...!!

نوشته هایت درد دارند...!

و من یاد مردی می افتم

که با ویالونش

گوشه ی خیابان شاد میزد

اما با چشمهای خیس...!
 

....................................

یاد گرفتـــه ام

انسان مدرنی باشــــم

و هــر بار که دلتنگ میشــــوم

بـه جای بغض و اشک

تنهـــا به این جملـــه اکتفــا کنـــم کــه

هوای بـــد ایــن روزهــا

آدم را افسرده میکنـد ..!

....................................

من چشم هایم را بستم و تو قایم شدی .....

من هنوز روزها را می شمارم....

و تو پیدا نمی شوی
...

یا من بازی را بلد نیستم....

یا تو جر زدی...!!!

....................................

از میان تمام بازیهای کودکانه تنها

یادم تو را فراموش
!!

را خوب بلد بودی؟؟


....................................

کوچه ها را بلد شدم

رنگهای چراغ راهنما

جدول ضرب

در راه هیچ مدرسه ای گم نمیشوم

اما گاهی میان آدمها گم میشوم

آدمها را بلد نیستم!!!



....................................

 

نه نمیدانی! هیچکس نمیداند!

پشت این چهره ی ارام در دلم چه میگذرد!

نمیدانی کسی نمیداند!...

این ارامش ظاهر و این دل ناارام چقدر خسته ام میکند....!


....................................


دستهایم را تا ابرها بالا برده ای 

و ابرها را تا چشمهایم پایین 

عشق را در کجای دلم ….. 

پنهان کرده ای که : 

هیچ دستی به آن نمیرسد ! 

....................................

همیشه

در بدترین لحظه ها

تنها رها می کنی مراو

بدترینِ لحظه ها

وقتی است

که تو

مرا

تنها

رها می کنی ...

....................................


عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ 

یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! 

عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت 

پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ 

پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! 

از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!

....................................

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد 

نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد 

خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را 

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست 

....................................

به هـمـان سادگی

کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده 

بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار 

سقـف واگـن مـتـروک را 

تـرک می گـویــد 

دل ، 

دیـگــــر 

در جـای خـود نیـسـت 

بـه همـیـن ســادگـی ! 

....................................


لبخند که می زنم پیدایم می کنی 

باران می بارد، تو از کنارم می گذری 

فریاد نمی کشم که بازگردی 

می دانم امشب این آسمان تاب ماه را ندارد 

لبخند می زنم، 

فراموش می کنم.. 

....................................


غریبه 

نمیدانم 

گنجشک ها که آنقدر شبیه همند 

چطور همدیگر را میشناسند 

و نمیدانم 

چقدر شبیه من هست
که تو دیگر مرا نمیشناسی! 

....................................



من اینک در رواق کهکشانها 

در آوای حزین کاروانها 

در آن رنگین کمان پیر و خسته 

در آن اشکی که بر مژگان نشسته 

در آن جامی که خالی مانده از می 

در آوایی که برمیخیزد از نی 

نشانی از تو می بینم ، 

سراغی از تو می گیرم 

 





تا حالا دقت کردین!!(طنز)
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 390
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

- تا حالا دقت کردین تا تقویم سال جدید می گیریم اولین چیزی که می بینیم تاریخ تولدمونه که ببینیم چند شنبه میشه!



- تا حالا دقت کردین خارجیا تو آسانسور همه رو به در آسانسور وایمیسن ولی ما ایرانی ها رو به هم!



- تا حالا دقت کردین مامانا بعضی وسایلشون رو یه جاهایی قایم میکنن که اگه 10 تا گروه تجسس هم بیاد نمی تونن پیداش کنن!



- تا حالا دقت کردین وقتی برمی گردیم خونه و می خوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیم رو برداریم، با زانو و با زحمت زیاد می ریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولی برگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرش رد می شیم!



- تا حالا دقت کردین وقتی برای امتحان یک کاری انجام میدین خوب درمیاد اما وقتی که موقع انجام همون کار برای مقصود اصلی می رسه همه چی خراب می شه.


- تا حالا دقت کردین هر چی کنترل تلویزیون از دسترس دورتره، برنامه در حال پخش جذابتره!


- تا حالا دقت کردین بعضی ها هستن که وقتی میشینن تو ماشین حاضرن 45 دقیقه کمربند ایمنی رو بگیرن تو دستشون، ولی قفلش رو جا نندازن! کلا چه آدمای صبوری، خسته نباشن.


- تا حالا دقت کردین یک ساعت مونده به امتحان به این فکر میفتیم که اگه فقط یه کم زودتر می خوندیمش 20 میشدیم؛ چه راحت بود!



- تا حالا دقت کردین «موفق باشید» های استاد آخر برگه امتحان، جواب همون «خسته نباشید» هایی هستش که وسط درس دادنش می گفتیم!



- تا حالا دقت کردین ده درصد آخر باتری گوشی چه با برکته !!



- تا حالا دقت کردین تو مدرسه و دانشگاه همیشه کلاسای دیگه زودتر از کلاسی که ما توشیم تعطیل میشن؟ چرا؟؟


- تا حالا دقّت کردین هر از گاهی که حوصله ندارین یه آهنگ شاد تو سرتون واسه خودش Play میشه ؟ دست بردار هم نیست !


- تا حالا دقت کردین ۹ ماهی که تو شکمِ مامانمون هستیم، جزء سنمون حساب نمیشه ؟!



- تا حالا دقت کردین همه مجری های صدا و سیما دوست دارن بیشتر در خدمت مهمان برنامه باشن اما وقت برنامه این اجازه رو بهشون نمیده ؟


- تا حالا دقت کردین بعضی حرفارو هر چقدم بقیه بگن , تا خودت تجربه نکنی و به غلط کردن نیفتی باور نمی کنی !



- تا حالا دقت کردین وقتی یه آهنگ قدیمی‌ گوش میدیم، به جایی‌ اینکه به خود آهنگ گوش بدیم به خاطره‌هایی‌ که با آهنگ داشتیم فکر می کنیم !



- تا حالا دقت کردین وقتی يه نفر شمارو دعوت به دیدن یه فیلمی که قبلا خودش دیده میکنه تو مدت فیلم یه جوری نگاتون میکنه که انگار خودش فیلمو ساخته ؟!

 


 





فرشته مرگ (داستانک خنده دار)
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 428
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش ...


مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت ...

مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا ...

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه ...

مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر ...

مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره. توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت ...

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت .

مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست ... و منتظر شد تا مرگ بیدار شه ...

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ...

بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم ....

 





نمی خواهم بمیرم...
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 400
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

نمی خواهم بمیرم 


نمی خواهم بمیرم ، با که باید گفت ؟ 
کجا باید صدا سر داد ؟ 

                 در زیر کدامین آسمان ، 

                            روی کدامین کوه ؟ 

که در ذرات هستی رَه بَرَد توفان این اندوه 

که از افلاک عالم بگذرد  پژواک این فریاد ! 

کجا باید صدا سر داد ؟ 

فضا خاموش و درگاه قضا دور است 

زمین کر ، آسمان کور است 
نمی خواهم بمیرم ، با که باید گفت ؟ 

اگر زشت و اگر زیبا 
اگر دون و اگر والا 
من این دنیای فانی را 

هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم . 

به دوشم گرچه بار غم توانفرساست 

وجودم گرچه  گردآلود سختی هاست 

نمی خواهم از این جا دست بردارم  ! 

تنم در تار و پود عشق انسانهای خوب نازنین بسته است .
 
دلم با صد هزاران رشته ، با این خلق 
                            با این مهر ، با این ماه 
                            با این خاک با این آب ... 
                                                     پیوسته است . 

مراد از زنده ماندن ، امتداد خورد و خوابم نیست 
توان دیدن دنیای ره گم کرده در رنج و عذابم نیست 
هوای همنشینی با گل و ساز و شرابم نیست . 

جهان بیمار و رنجور است . 

دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست 

اگر دردی ز جانش برندارم ناجوانمردی است . 

نمی خواهم بمیرم، تا محبت را به انسانها بیاموزم 

بمانم تا عدالت را برافرازم ، بیفروزم 

خرد را ، مهر را تا جاودان بر تخت بنشانم 

به پیش پای فرداهای بهتر گل برافشانم 

چه فردائی ، چه دنیائی ! 

              جهان سرشار از عشق و گل و موسیقی و نور است ... 
   
نمی خواهم بمیرم ، ای خدا  ! 
                             ای آسمان  ! 
                                     ای شب  ! 
نمی خواهم 
             نمی خواهم 
                          نمی خواهم 
                                     مگر زور است ؟

 

                                              "فریدون مشیری"

 





متن کوتاه عاشقانه23
نوشته شده در دوشنبه 14 اسفند 1391
بازدید : 335
نویسنده : دینگdingدانگdong
 

مگر بین منو تو چقدر فاصله است که هر چقدر سکوت میکنم ... نمیشنوی ؟..


 ....................................


سکوتم را به باران هدیه کردم/ تمام زندگی را گریه کردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.

 
 ....................................

 

سکوت سرشار ازناگفته هاست وناگفته ها پر بها ترین داشته هاست .

 ....................................


سرفه می کنم بیرون نمی پرد ، سکوت بدی در گلویم نشسته.....


 ....................................

گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت ، تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .

 

  ....................................

  

سکوتم را نکن باور . . .
من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . .
من آن خرمن ، من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر . . .

 

  ....................................

 

 می دونی زیبا ترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم . . .

 

 

  ....................................

 

 

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم
به نفس های تو در سایه سنگین
سکوت
به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت

 
 ....................................

 

  در غرور اشک من همیشه یاد تو بود در سکوت سینه فریاد تو بود . . .

 

   ....................................

 

 روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش در دامن سکوت به تلخی گریستم نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم . . .

  

 ....................................

  

 یکی می پرسد اندوه تو از چیست ؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایش صادقانه می نویسـم
برای آنکه باید باشد و نیست . . .

 

   ....................................

 

  در هنگام مشکلات سکوت کن . شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد . . . 

 

  ....................................

 

 دیشب در جاده های سکوت ، در ایستگاه عشق ، هر چه منتظر ماندم کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم . . .

  
 ....................................

 

 

 سکوت می کنم ، به احترام قلبی که گم شد و در حسرت یک نگاه تو مرد . . .

 

  ....................................  

سکوت من ، فردای بلند دوست داشتن توست ، دوست داشتن تو افسانه نیست . باورش کن  . . .

 

   .................................... 

 

 آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
تا امدم با تو خدا حافظی کنم
بغض امان نداد و در گلو شکست . . .

 

  ....................................

  

 سکوت یعنی :
یه حرف که تودلمه ، یه اسم که رولبمه ، یه شرم که تو چشمامه ، یه آرزو که توسینمه
سکوت یعنی دوستت دارم . . .

 

 

 ....................................

  

 سکوت دردناک است ، اما در سکوت است که همه چیز شکل میگیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد . . .

 

   .................................... 

  

مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم . . .
مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان

 

  .................................... 

 

 سکوت چه زیباست  ، وقتی تمام حرفها ازتوصیف مهربانیهای تو عاجزند . . .


 
  ....................................

 

 گاهی سکوت ، همان دروغ است ! کمی شیک تر، روشنفکرانه تر و با مسئولیت کمتر !



 
برگرفته از سایت تک پیامک
 




جرس کاروان - شهریار
نوشته شده در یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 437
نویسنده : دینگdingدانگdong

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمنده جوانی از این زندگانیم

دارم هوای صحبت یاران رفته را

یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم

پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق

داده نوید زندگی جاودانیم

چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر

وز دور مژده جرس کاروانیم

گوش زمین به ناله من نیست آشنا

من طایر شکسته پر آسمانیم

گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند

چون می کنند با غم بی همزبانیم

ای لاله بهار جوانی که شد خزان

از داغ ماتم تو بهار جوانیم

گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود

بر خاستی که بر سر آتش نشانیم

شمعم گریست زار به بالین که شهریار

من نیز چون تو همدم سوز نهانیم





💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران